هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
205
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
سمت « هردومرد » ، كه جنگل است ، پياده و يابوسوار و سگ زياد از اهل ده حاضر بودند . همينكه ما رسيديم ، جنگل را به هم زده ، بناى قال و قيل گذاشتند . خوك بزرگى از جنگل بيرون دويده ، رو به من آمد . شكارچى و پيادهها ، « 1 » ميان من و خوك حايل شدند . به احتياط اينكه مبادا تفنگ به آدم بخورد ، [ تير ] نينداختم . باز ، چند خوك ديگر درآمد [ ند ] . « مهدى قلى خان » و « ساعد الدوله » ، تفنگ انداختند ، نخورد . قدرى پيشتر رفتم . « خوك نرقبانى » ، از جنگل بيرون آمده ، به خط مستقيم به سمت من آمد . نزديك من كه رسيد ، با « چهارپاره » طورى او را زدم ، كه جا بهجا افتاد و مرد . خوك ديگر ، رو به من آمد . او را هم با « چهارپاره » زدم . ميان جنگل گريخته ، افتاده رفتند [ و ] آوردند ، اين صحرا ، شكارگاه خوبى است . خلاصه ، بعد ، چادر زدند . استراحت كردم . جواب نوشتجات وزراء را كه از « طهران » فرستاده بودند ، نوشته و داده ، عصر ، مراجعت به منزل نموديم . در معاودت ، به قايق نشسته ، از رودخانه « بابل » رو به منزل آمديم . « عضد الملك » و « امين السلطان » هم با من بودند . نزديك جسر سابق الذكر كه رسيديم ، آب رودخانه به واسطهء قرب به دريا ، از امواج دريا متلاطم بود . قايق را به سهولت نمىشد راند . در حوالى اردو ، از قايق بيرون آمده ، 2 ساعت به غروب مانده ، وارد منزل شديم . امشب ، آب دريا ، متلاطم بود . سواحل اينجاها كمعمق است . شنبه ، بيست و نهم [ رمضان 1292 ه . ق . ] بايد به « لارين » برويم . « 2 » راه امروز ، 4 فرسنگ سنگين است . صبح زود ، سوار شده ، از راهى كه ديروز رفته بوديم . به چمن « احمدكلا » الى محاذى « امامزاده سلطان سيد ابراهيم » ، برادر امام ثامن ضامن ، امام رضا - عليه التحية و الثّنا « 3 » - رانديم . از چند خانوار كه جزو « مشهدسر » است ، گذشته ، قدرى از صحرا ، چمن بود . محاذى امامزاده كه رسيديم ، راه كمعرضى ، بلند از زمين ساخته بودند ، چراكه
--> ( 1 ) . در اصل : پيادها ( 2 ) . « منزل امروز ، لاريم ، دور از دريا در چمن واقع شده . » ( روزنامه اعتماد السلطنه ، 35 ) ( 3 ) . بر او باد سلام و تحيت و سپاس .